خلاصه قسمت چهل و پنجم سریال جواهری در قصر!
خاندان چویی که ازشکنجه رهایی یافته اندبه زندان منتقل می شوند…
پانسول چویی وبانوچویی دراین فکرهستندکه چه اتفاقی
باعث آزادی آنهاشده است که گومیونگ می گویدکه آنهاگفتنداین فرمان ملکه
بودوهمه فکرمی کردندیانگوم دراین مدت توسط نگهبانان تنبیه می شود درحالی
که دراین مدت اودرحال بررسی بیماری پادشاه بوده است…
که دراین حین پانسول چویی می گوید پس شما می گویید که زندگی ماحالادردستان یانگوم است؟که گیومیونگ می گویدحالا…
وزیراووکه فکرمی کند یانگوم مرده است وقتی متوجه می
شود اوزنده است عصبانی می شودوعلت زنده ماندن یانگوم راجویامی شودکه به او
اعلام می کنندبه دستورملکه یانگوم راآزادکردند…
یانگوم که متوجه بیماری پادشاه شده است به همراه
افسرمین به نزدملکه می روند،که ملکه ازیانگوم می پرسدکه بیماری پادشاه
راتشخیص داده است؟…
که یانگوم می گوید:بله،مابرروی بیمارانی که
درآنهاعلائم سرماخوردگی وجود داشت به دقت امتحان کردیم امامن فهمیدم که
مسئله سرماخوردگی نیست زیراعلائم دیگری نیزدرپادشاه دیده می شودکه من با
موفقیت دوفردی راکه علائم پادشاه را داشته اند باموفقیت درمان کردم…
ملکه ازیانگوم می پرسد که اسم وعلت این بیماری چیست
وپادشاه چگونه به این بیماری مبتلا شده است که یانگوم اعلام می کندمن
بیماری رایافته ام امااسم آن رانمی دانم…
دراین حین پزشک قصراعلام می کندکه می داند اسم این
بیماری چیست ومی گوید برای درمان پادشاه بایدازشیرین بیان استفاده کرد که
یانگوم سریعامخالفت خودرااعلام می کندومی گوید برای درمان پادشاه
بایدازداروی یونگ دام ساگان استفاده کنیم…
به دستور افسرمین یکباردیگرپادشاه رامعاینه می کنندکه
پس ازمعاینه پادشاه،پزشک قصرهم چنان برعقیده قبلی خودمعتقداست وپزشک جانگ
نظریانگوم راتاییدمی کند…
که دراین حین وزیراووبه دیدارملکه می آید وازاوتقاضامی
کندکه حرف های یک پزشک ساده راقبول نکندوازتصمیم خودبرگرددوازاومی
خواهدمراقب او وداروخانه سلطنتی باشدزیرابااین اقدام وضعیت او وداروخانه
به خطرمی افتد که ملکه تقاضای وزیراووراقبول می کندومعالجه پادشاه رابه
پزشک قصرمی سپارد…
که یانگوم اعتراض می کندواعلام می کندیک تشخیص اشتباه
روی سلامتی پادشاه مستقیماتاثیرمی گذاردواگرمااورازودتردرمان نکنیم
ازدردشکم رنج خواهدبردوهمچنین سنگینی نفس اورابه سمت سکته می کشاند…
ملکه به دلیل شدیدترشدن بیماری پادشاه سران قصرراجمع می کند واعلام میکند که تشخیص یانگوم درست بوده است…
یانگوم درجلسه پزشکان استفاده ازطب سوزنی درمناطقی را
خواستار می شود که باعث مخالفت پزشکان قصرمی شودامابااصراریانگوم این
کارعملی می شود…
یانگوم که به دیداریونسنگ رفته است توسط ماموران قصربه علت تجویز اشتباه دستگیرمی شود …
یانگوم وافسرمین جانگ هو رادستگیرمی کنند وبه آن ها می
گویند که پادشاه نمی تواندببیند وعلت راازآن ها جویا می شوندکه
وزیراوودستورمی دهدکه افسرمین رازندانی ویانگوم رابه بیرون
ازقصربیندازند…
که ناگهان ملکه ازراه می رسدوبه یانگوم وافسرمین می گویدکه من شمااطمینان کردم چطورتوانستید مرتکب چنین کاروحشتناکی شوید…
که یانگوم اعلام می کند من این کارراکردم تامانع
کورشدن پادشاه شوم وبه خاطرطب سوزنی نیست که بینایی اوضعیف شده بلکه این
قسمتی از مراحل درمان است واز ملکه می خواهد که اجازه دهدخوداوپادشاه
رامعاینه کند(که باعث تعجب حاضرین می شود زیرازن هاحق ندارندپادشاه
رامعاینه کنند)…
ملکه ازیانگوم می پرسدکه آیامی تواندپادشاه رادرمان
کندیانه،که یانگوم ابرازتاسف می کندومی گویدیک پزشک نمی توانددرموردبیماری
ضمانت دهدکه ملکه می گوید پس توقصدداری مرگ خودرابه عقب بیندازی که یانگوم
می گویدیک پزشک تلاش نمی کندزندگی خودش راقبل ازبیمارش نجات دهد…
بانوچویی به نزد یانگوم وافسرمین می ایدواعلام می کند
که ملکه دستورداده است یانگوم پادشاه رامعاینه کندوتاآن زمان افسرمین
نیزدرزندان حبس شود…
یانگوم شروع به معاینه پادشاه می کند…
یانگوم پس ازمعاینه به مطالعه کتاب ها می پردازد…
دراین حین بانوچویی که فکرمی کندپزشک قصرآن ظرف حاوی
سم رادرداخل آشپزخانه گذاشته است،ازیوئلی می خواهد که مقداری آرسنیک به
عنوان دارو به پادشاه تجویزکند…
پس ازرفتن یوئلی،بانوچویی اعلام می کند تنها کسی که می
توانسته آن ظرف را درآشپزخانه بگذارد خودیوئلی است وبه همین دلیل مراقبی
برای او می گذارد ومتوجه ارتباط یوئلی با بانوپارک(بانوی سابق مشی های
دربار) می شود…
دریکی ازمراحل معالجه حال پادشاه وخیم تر می شود که این امرباعث زندانی شدن یانگوم می شود…
هم چنین بانوچویی وگیومیونگ نیزبه علت خیانت دستگیرمی شوندوبه زندان انداخته می شوند…
یانگوم وافسرمین درزیرشکنجه هستندکه ناگهان رییس کاردارهافرامی رسدواعلام می کندکه ملکه دستورداده است یانگوم راآزادکنید…
یانگوم رابه نزدپادشاه ملکه می برند وملکه می گویدکه
حال پادشاه روبه بحران است به گونه ای که پزشک شین می گویدبیماری پوستی
پادشاه خوب شده است وملکه ازیانگوم می خواهد کارخودراادامه بدهد ویانگوم
شروع به مداوای پادشاه می کند…
پس ازساعت ها تلاش یانگوم ازپادشاه می خواهدکه ازخواب بیدارشودوچشمان خودرابازکند…
خلاصه قسمت چهل و چهارم سریال جواهری در قصر!
و یانگوم خود را در برابر ملکه می بیند…
در همین حال ملکه به یانگوم میگوید تنها دلیلی که مرگ او
را عقب انداخته این است که تو معتقد هستی تشخیص بیماری پادشاه اشتباه بوده
و به همین دلیل سوابق پزشکی پادشاه را بیرون بردی…
آیا این چنین هست؟ که یانگوم اعلام می کند بله…
در همین حال ملکه از یانگوم می خواهد بدون هیچ توجیهی
اثبات کند که تشخیص بیماری پادشاه اشتباه بوده است وبه او می گوید که
اگربتواند اثبات کند زنده خواهدماند واگرنتواند برای همیشه
ناپدیدخواهدشد…
و صحبت خود را یکبار دیگر اعلام میکند و می گوید تنها راه بازگشت یانگوم به قصر این است که بفهمد بیماری پادشاه چیست…
یانگوم که هنوز متوجه نشده است که چرا ملکه او
رابخشیده از رییس کاردارها می پرسد چه اتفاقی افتاده که ملکه از جان او
گذشته و به او یک فرصت دیگر داده است…
که رییس کاردارها به او اعلام می کند که ملکه به رابطه
میان بانو هن و بانو چویی پی برده وتصمیم دارد که واقعیت را بفهمد که چرا
این اتفاق ها می افتد…
یانگوم که هنوز نمی داند چه آینده ای در انتظار اوست همراه رییس کاردارها وارد مزرعه گیاهانمی شود…
که ناگهان افس رمین جانگ هو و یانگ دوک رادر برابر خود می بیند و ازدیدن انها تعجب می کند و علت حضور آنها را جویا می شود…
که رییس کاردارها اعلام میکند این ایده آقای مین بود،
ایشون قبل از حضور رییس بانوان دربار آمدند و درباره خطراتی که تو را
تهدید می کرد گفتند و خواستار دیدار با ملکه شد…
که افسر مین جانگ هو می گوید که پادشاه دوباره غش کرده
است و داروخانه دوباره آشپزخانه را متهم کرده است و بانوی ارشد دوباره تحت
بازجویی قرار گرفته است…
یانگوم هنوز در تعجب اتفاقات به وجود آمده است که ریس کاردارهابه او اعلام می کند فعلا وقت تعجب کردن نیست…
و به یانگوم می گوید که مزرعه گیاهان زیاد در دید نیست
وپیدا کردن ترکیبات گیاهی آسان است و هم چنین مزرعه به قصر نیز نزدیک است
و می تواند برای مزرعه نگهبان نیز بگذارد و به او می گوید که او موقعیت
خطرناکی گیر کرده و باید بفهمد علت بیماری پادشاه چیست و گرنه…
در همین حال افسر مین رو به یانگوم و یانگ دوک می گوید
که ما باید هر طور شده راز جنایت های خانواده چویی را فاش کنیم و مهم نیست
که چه اتفاقی می افتد…
یانگ دوک به یانگوم می گوید بیمارانی را که علائم پادشاه
را دارند به این جا آورده است و جز این راهی برای شروع کردن و پی بردن به
بیماری پادشاه را ندارند…
و یانگوم شروع به درست کردن دارو می کند…
درهمین حال افسر مین جانگ هو اعلام می کند که یانگوم به جزیره جیجو تبعیدشده واین گونه اخراج شده است…
که وزی راوو عصبانی می شود و اعلام می کند درحالی که
سلامتی عالی جناب در حالت بحرانی است شما در مورد این موضوع بی اهمیت صحبت
می کنید…
افسر مین جانگ هو از وزیر او می خواهد که اجازه دهد
پزشک یونگ و شین هم نبض پادشاه رابگیرند تا مطمئن شوند تشخیص پزشک قصر
درست بوده که وزیر موافقت می کند و پزشک شین ویونگ نبض پادشاه را می گیرند
و تشخیص پزشک قصر را تصدیق می کنند…
که بانو چویی اعتراض می کند و اعلام می کند که تشخیص
پزشکان اشتباه بوده و علت بیماری ازغذاهای آشپزخانه نبوده و برای این کار
با دادن غذا به هزار نفر ثابت خواهد کرد که مشکل از غذاها نیست…
که در همین حال پزشک قصر به یوئلی می گوید هر طور شده
باید با بانو چویی صلح کنیم و در تبرئه شدنش به اوکمک کنیم که در همین حال
یانگرو با عجله وارد اتاق می شود و اعلام می کند که می خواهند آشپزخانه و
منزل چویی را بازرسی کنند که در آشپزخانه ظرفی راپیدا می کنند که حاوی سم
قارچ پاپلیلیوناکوس هست و این باعث زندانی شدن بانو چویی و گیومیونگ می
شود…
پانسول چویی به دیدار وزیر اوو می رود و از او می
خواهد که هرکاری می تواند برای نجات بانو چویی و گیومیونگ بکند و نگران
هزینه آن نباشد هم چنین یولی به دیدار بانوی سابق منشی ها می رود و به او
قول می دهد که بانو چویی را برکنار و او را به کار سابق خود برگرداند و
بدین گونه جواب زحمت های اورابدهد (زیرا بانوی سابق منشی ها یولی و خواهرش
را از کوچکی کنار خود بزرگ کرده و به نوعی سرپرست آنها بوده است)
هم چنین وزیر اوو که از دیدن بانوی سابق منشی ها شکه
شده به او می گوید که از او چه می خواهد که بانوی سابق منشی ها از او می
خواهد که او را به کار سابق خود برگرداند و به نوعی باعث تغییر موضع وزیر
او می شود…
یانگوم به دیدار بانو چویی و گیمویونگ که در زندان هستند
می رود و به آنها اعلام می کند که حاضر است یک فرصت دیگر به آنها بدهد به
این شرط که توبه کنند و از بانوهن طلب بخشش کنند…
یانگوم که متوجه علت بیماری شده است به همراه افسرمین
به محلی که بانوچویی وپانسول چویی وگیومیونگ راشکنجه می دهند می روند
واعلام می کنند غذاها مشکل نداشته بلکه تشخیص اشتباه بوده و خانواده چویی
مقصر نیستند…
| خلاصه قسمت ۴۳ سریال جواهری در قصر ! |
|
و مادام چویی به رئیس کاردار هشدار می دهد که اگر
یانگوم را ببخشد به سرعت همه قصر متوجه این موضوع می شوند و او نیز به
دردسر می افتد البته رئیس کاردار همه چیز را انکار می کند و اعلام می کند
یانگوم تنها برای حساسیت کار تحت بازجویی قرار داده اند..
افسر مین جو متوجه می شود که یانگوم به اتاق اسناد
محرمانه رفته و حتی اسناد را با خود خارج کرده است او بسیار نگران می شود
و به می گوید خیلی خوش شانس بوده است…
یانگ داک نتایج را نیز تقریباً همان آنفولانزا اعلام می کند..
مادام
چویی که از آزادی یانگوم عصبانی است پزشک مسئول را می بیند و به او می
گوید یانگوم آزاد شده و رئیس کاردار انکار می کند و به او هشدار می دهد در
صورتیکه یانگوم به تشخیص نادرست گذشته پی ببرد او نیز در امان نخواهد بود..
خانواده چویی از وزیر دست راست می خواهند به نحوی
موضوع را از زیر زبان کاردار مسئول اسناد بیرون بکشد که البته کاردار بدون
اعتراف و یا اطلاع مکان را ترک می کند…
از طرفی دیگر افسر مین که داگو و عده ای را جاسوس
چویی قرار داده بود از داگو اطلاعات لازم را می گیرید و به آنها هشدار می
دهد از این به بعد بیشتر مراقب باشند…
در این میان کاردار مسئول نامه ای مرموز از طرف چویی دریافت می کند…
پزشک مسئول سلامتی شاه نیز از بابت بیماری شاه بسیار
نگران است او در گذشته نیز به تشخیص مشکوک بوده و با پزشکان زیادی مشورت
کرده بود که البته بی حاصل بود..
یوئلی این موضوع را متوجه می شود و پزشک او را در
جریان موضوعی قرار می دهد و یوئلی لیست غذاهایی که بانوی اول نباید
استفاده کند را به آشپزخانه ارائه می دهد…
پزشکان با حضور افسر مین در رابطه با بیماری پادشاه جلسه ای ترتیب می دهند …
شین بی نیز بالاخره یانگوم را مجبور می کند تا به او بگوید چرا بدنبال تشخیص بیماری است و چرا یوئلی با او دشمنی دارد…
شین بی که قصد دارد به یانگوم کمک کند سعی می کند بفهمد یوئلی چه چیزی را پنهان می کند…
یانگوم و شین بی به فکر می افتند به داروخانه
سلطنتی مراجعه کنند و لیست داروهای خارج شده را ببینند تا متوجه شوند
یوئلی از چه مواد اولیه ای جهت تهیه داروی شاه استفاده می کند.
ماموران افسر مین نقشه ای از چویی بدست می آورند
که دارای نقاط مشخص شده است افسر مین به خاطر می آورد که نمونه ای شبیه
این نقشه را قبلاً از یک جاسوس ژاپنی نیز گرفته بود و این مسأله او را
کنجکاو می کند.
یانگوم متوجه می شود که پزشک اول از بیماری مطلع
نیست و مشغول تحقیق است لذا از یانگ داک می خواهد تا هر طور شده قبل از
آنکه پزشک مسئول به بیماری واقعی پی ببرد آن را دریابند او علت این رقابت
را انتقام مادام هن اعلام می کند..
کاردار مسئول نیز با دریافت آن نامه به پیش وزیر
دست راست می آید و موضوع را به او می گوید! وزیر از چویی می پرسد چطور او
را وادار به حرف زدن کردی ؟ چویی می گوید او نیز کاملاً بی آلایش برای شاه
کار نمی کرده و من اسرارش را می دانستم!
جاسوسان افسر مین وقتی موضوع افشا توسط مسئول
کاردار را به او اطلاع می دهند سراسیمه به دنبال یانگوم می گردد ولی اثری
از او یافت نمی کند…
بدین ترتیب بانو چویی رئیس کاردارها را مجبور به
مجازات یانگوم می کند و او را تهدید می کند قبل از آنکه همه جریان برای
قصر افشا شود اینکار را انجام دهد..
رئیس کاردارها که راهی برایش نمی
ماند اعلام می کند به علت بیماری پادشاه این موضوع را به ملکه اطلاع می
دهد تا او در این باره تصمیم بگیرد…
این موضوع در حضور بانو چویی به ملکه اعلام می شود
ملکه به شدت عصبانی می شود از اینکه چطور یانگوم توانسته از اعتماد او سوء
استفاده کند و خواستار مجازات او بر طبق قوانین قصر می شود…
و لذا یانگوم مجدداً دستگیر و تحت بازجویی قرار می گیرد
و زمان مجازات او نیمه شب اعلام می شود…
یانگوم در این شرایط بسیار متحیر و با خود تکرار می کند پشیمان نیستم مادام هن ولی من باید حقیقت را آشکار می کردم …
حال شاه نیز کمی رو به بهبودی می رود
مادام چویی هم افرادی را مامور می کند تا مطمئن شوند یانگوم را نیمه شب برای مجازات خارج می کنند…
نیمه شب فرا می رسد و یانگوم را برای مجازات آماده می کنند
و او را شبانه و مخفیانه از قصر خارج می کنند…
زهر کشنده نیز برای مرگ بی نشان او آماده می شود..
جاسوسان چویی نیز شاهد خروج یانگوم توسط کارداران قصر به قصد مجازات هستند…
یانگوم تا لحظه مرگ پیش می رود
و بانو چویی از این امر مطمئن می شود و از اینکه بالاخره همه چیز تمام شد خوشحال می شوند…
و حتی ادعا می کنند چطور به قصر برگشت در حالیکه باید از ما ممنون می شد که به او اجازه زندگی در تبعیدگاه داده بودیم…
در
خلال این جریان بانوی اول توسط کارداران فراخوانی و برای بررسی بازداشت می
شود علت این بازداشت بد شدن ناگهانی حال پادشاه عنوان می شود..
پزشک مسئول سلامتی که هیچ راهی نمی بیند مگر آنکه
تقصیر ها را بر گردن مادام چویی بیاندازد سعی می کند او را مقصر بداند و
اعلام می کند او مواد غذایی نایابی را از مینگ به چوسان آورده که او آنها
را بررسی نکرده است و مادام چویی را درگیر بیماری شاه می کند!
و حتی سابقه قبلی بانوان را نیز به میان می کشد بر اساس سابقه قبلی ، بانوی اول نیز به همان شکل (بانو هن) دستگیر می شود…
مادام
چویی بسیار عصبانی می شود و فریاد می زند او فکر می کند ما هم بانو هن
هستیم که با این حیله دوباره او به دام بیافتیم… مادام چویی از طرفی نمی
تواند موضوع گذشته را برملا کند و از طرفی نمی تواند شاهد ماجرا باشد…
بانوان و خصوصاً شین بی که متوجه عدم حضور یانگوم می شوند در پی او می گردند…
یانگوم
که اینبار نیز جان سالم بدر برده بود در صبح روز بعدی در مکانی دیگر از
کیسه خارج و آزاد می شود و ناگهان ملکه را در برابر خود می بیند که به او
می گوید بنشین!
ملکه به یانگوم می گوید :" تو از اعتماد من سوء
استفاده کردی و این مسأله ای نیست که کسی بخشیده شود و هم اینک طبق قانون
قصر خارج شده ای و خود را مرده فرض کن! ولی علتی که مرگ تو را به تعویق
انداختم این است که باور داری تشخیص بیماری پادشاه اشتباه است این موضوع
را ثابت کن و خود را زنده کن!"
|
| خلاصه قسمت ۴۲ سریال جواهری در قصر ! |
|
… و یانگوم که بسیار نگران یونسنگ بود در اولین اقدام سعی می کند از دادن غذاهای چرب به او جلوگیری کند…
استاد شین هنگامیکه از این موضوع مطلع می گردد
کلیه پزشکیاران از جمله یوئلی (یوری) را برای تجمع در اطاق یونسنگ و
معاینه وی فراخوانی می کند…
همه پزشکیاران و حتی دستیاران نیز متوجه می شوند
که یونسنگ فشار خون دارد و پزشکان هنگامیکه یوئلی را مورد بازخواست قرار
می دهد به سادگی می گوید : واقعاً تشخیص ندادم!
با وجود درخواست استاد شین به اخراج یوئلی لیکن
پزشک مسئول که خود نیز از این نوع نیرنگ ها بی بهره نبود تنها با انزال
درجه یوئلی ماجرا را خاتمه می دهد..
آخرین دیالوگ هایی که در حیاط قصر
بین شین بی و یانگوم رد و بدل می شود نغمه ای از خاطرات گذشته و هشدارهای
یانگوم را یادآوری می کند…
یانگوم با توضیح شرایط به بانو مین آخرین توصیه های ضروری در مورد یونسنگ را گوشزد می کند…
یانگوم ، افسر مین را در حیاط قصر ملاقات می کند و
نگرانی خود را در مورد صدمه اطرافیانش در صورت تعلل از اقدامی اساسی به او
اطلاع می دهد. افسر مین جو به او می گوید در این شرایط هنوز کاری مشکل است
ولی یانگوم ادعا می کند که بعضی مواقع برای مسایل سخت نیز باید راه حلی
یافت و نباید صبر کرد تا آسان شوند او بهترین راه را پی بردن به علت
بیماری پادشاه از آن زمان تا حال اعلام می کند…
با توجه به اینکه او نمی توانست پادشاه را از
نزدیک معاینه کند ، فکری به نظرش می رسد و آن دستیابی به اسناد سوابق
پزشکی پادشاه است با وجودیکه افسر مین به او گوشزد می کند که دستیابی به
چنین اسنادی امری خطرناک و تقریباً امکان ناپذیر است ولی یانگوم دست از
تلاش بر نمی دارد..
او درگذشته نیز تقاضای مشاهده سوابق پزشکی شاه را از کاردار دربار کرده بود و او به شدت با او برخورد کرده بود…
حتی داگو و همسرش نیز نگران سلامتی یونسنگ بودند
بطوریکه قطعه سنگ بینی یکی از مجسمه های بودا که اعتقاد داشتند لمس آن به
راحتی زایمان کمک می کند با زحمت جدا می کنند و به یونسنگ می رسانند!!
یانگوم از استاد شین تقاضا می کند تا با توجه به
اینکه پزشک ملکه است اجازه دهد سوابق ملکه را بررسی کند ولی پزشک شین
انجام چنین عملی را بسیار پیچیده و تا حدودی غیر ممکن می داند…
یانگوم
که از دسترسی به سوابق سلطنتی با روال عادی نا امید می شود بطور مستقیم از
ملکه درخواست می کند تا اجازه دهد تا سوابق پزشکی او را مطالعه کند …
ولی پزشکان با شنیدن چنین موضوعی یانگوم را مورد
بازخواست قرار می دهند و از یانگوم می خواهند تا تقاضای خود را از ملکه پس
بگیرد ولی یانگوم به پزشکان صریحاً اعلام می کند که نمی تواند و پزشکان با
کینه ای دوباره با توجه به درخواست ملکه این اجازه را برای وی صادر می
کنند…
ورود و خروج به محل نگهداری سوابق سلطنتی ، تحت شرایط امنیتی
خاص امکان پذیر بود بطوریکه تنها به او ۴ ساعت اجازه مطالعه داده می شد و
امکان رونوشت و یا دست زدن به سایر اسناد به غیر از اسناد ملکه را نداشت
چه برسد به خارج کردن اسناد !
یانگوم پس از ورود از اغفال لحظه ای مراقب سوء
استفاده می کند و یکی از اسناد سوابق پزشکی شاه را برداشته و به طرز
ماهرانه ای آن را در جوراب خود پنهان می کند..
بطوریکه حتی ، با وجود بازرسی بدنی در حین خروج ، نگهبان متوجه این امر نمی شود…
بدین ترتیب یانگوم موفق به سرقت یکی از اسناد
سوابق پزشکی شاه می شود ( شاید یانگوم با این امر اثبات می کند که او حتی
در دزدی نیز باهوش است!)
یانگوم پس از سرقت از این محل خطرناک ،
سراسیمه به پیش یونگ داک می رود و یانگ داک به سرعت از روی سوابق پزشکی
رونوشت تهیه می کند ولی یانگوم به یانگ داک می گوید قصد دارد فردا نسخه
دیگری از سوابق را بیاورد! حتی یانگ داک نیز به او می گوید تو دیوانه ای!
یانگوم بارها اسناد پزشکی سلطنتی شاه را دزدیده و برای تهیه رونوشت به آن ها را به یانگ داک می دهد!!!
گیومیونگ نیز در فرصتی مناسب ، آخرین تلاش خود را
برای بدست آوردن مین جو انجام می دهد و برای اولین بار و برای اولین شخص
جملاتی بر گرفته از احساس واقعی خود را بیان می کند.. که البته ناکام می
ماند…
گیومیونگ به چویی اعلام می کند هم اینک هر نقشه ای
داری پیاده کن و من مانع شما نیستم! خاندان چویی هم که قصد داشتند افسر
مین را به ارتباط با یانگوم متهم کنند با نیرنگی برای جمع آوری مدرک فردی
را به پیش داگو می فرستند و با مست کردن داگو ….
که خوشبختانه همسر داگو به موقع وارد عمل شده و داگو را از صحنه خارج می کند…
در این وضعیت یانگوم آخرین سابقه پزشکی را به یانگ داک می رساند…
همسر
داگو که بسیار نگران یانگوم است به او نصحیت می کند تا ارتباطش با مین جو
را قطع کند وگر نه او و مین جانگ هو جان سالم به در نخواهد برد..
در این موقعیت شاه دچار بیماری می شود
و پزشک مسئول که مدتهاست بیماری شاه را بدرستی تشخیص
نمی دهد ، به دنبال جریان فکری سوابق شاه برای بررسی سوابق وی به محل
نگهداری اسناد سوابق شاه می رود ولی خوشبختانه به دلیل فراخوانی وی متوجه
کمبود اسناد نمی شود!
یانگوم در این فرصت آخرین سابقه پزشکی شاه را به جایش باز می گرداند ، با خیال اینکه کسی از این ماجرا مطلع نشده است…
ولی پس از مدتی گارد امنیتی خصوصی شاه بطور بسیار آرام و مخفیانه او را دستگیر می کنند
و برای تحقیقات و بازجویی به مقر حفاظتی خود می
برند و به او اطلاع می دهند که آنها ماموران ویژه ای هستند که به شدت از
مسایل خصوصی خانواده شاه محافظت می کنند و هر کس به نحوی اطلاعاتی از این
بخش خارج کند بدون کوچکترین اثری کشته می شود…
مامور تحقیقات به او می گوید چرا او این اسناد را
خارج کرده است.. یانگوم برای اولین بار همه چیز را انکار می کند… ولی
ماموران به او می گویند کار از انکار گذشته است!
مادام چویی کل قصر را بسیج می کند تا بفهمد یانگوم به چه علت تحت چنین بازجویی هراس انگیزی قرار گرفته است..
آخرین بیان ماموران امنیت خصوصی شاه حکایت بر کشتن یانگوم بدون بر جای ماندن کوچکترین اثری در نیمه شب دارد…
آخرین
ملاقات یانگوم با رئیس کارداران و ماموران امنیت خصوصی است و به او توضیح
می دهد که او برای نجات جان شاه این امر را انجام داده است…
مادام
چویی که بالاخره با تمام تلاش از این موضوع مطلع می شود می فهمد که هدف
یانگوم از دزدیدن اسناد افشای اطلاعات گذشته بوده است و اعلام می کند حتی
بدون تکان دادن انگشتانش یانگوم مرگی آرام و بی سر و صدا را برای خود
فراخوانی کرده است!
یانگوم بالاخره با وساطت عمیق کاردار ارشد ، آزاد
می گردد ولی ناگهان مادام چویی که از موضوع مطلع شده بود کاردار ارشد و
یانگوم را در حیاط می بیند و به کاردار اعلام می کند : "پس تو می خواهی به
شاه خیانت کنی"
|
| خلاصه قسمت ۴۱ سریال جواهری در قصر! |
|
.. بانو چویی که در ابتدا از درمان توسط یانگوم
خودداری می کند ولی با وجودیکه گیومیونگ یانگوم را از درمان بانو چویی نفی
می کند مادام چویی در نهایت تصمیم می گیرد که یانگوم او را مداوا کند!
او به گیومیونگ می گوید چرا زمانیکه کاری نکردم از
یانگوم بترسم! و حتی یانگوم را با گفتن حرف هایی در مورد بانو هن تحریک می
کند بطوریکه شاید یانگوم لحظه ای قصد می کند او را با طب سوزنی به هلاکت
برساند
ولی هرگز چنین نمی کند! و از بانو هن می خواهد تا او را هدایت کند بطوریکه بتواند از راهی صحیح انتقام بگیرد…
وزیر اوگیومو که از دست افسر مین جانگ هو بسیار
عصبانی بود او را متهم به ترک وظیفه خود ، فقط برای نجات جان یک پزشک بانو
نمود و گزارشی بر علیه وی تقدیم شاه می کند…
به طوری که افسر مین جو بر کنار می شود!
با این
وجود مردم افسر مین جو را دوره می کنند و به او می گویند که پس از آن
بیماری آذوقه ای برای خوردن ندارند! ولی متوجه می شوند که افسر مین بر
کنار شده و نمی تواند دستوری صادر کند… ولی افسر مین به مردم قول می دهد
تا رئیس افسران منطقه را ملاقات کند..
وزیر چپ ، گزارشی دقیق از عملکرد مین جو به شاه
تقدیم می کند و شاه که متوجه ماجرا می شود افسر مین جو را دوباره به کار
خود بر می گرداند و حتی به خواستار ارتقای درجه وی می شود…
و سرپرست پزشکان بانو ، از یانگوم می خواهد علت
سرپیچی از دستورات را بگوید ولی یوئلی سخت ادعا می کند که فرمان را به
یانگوم درست ابلاغ کرده است..
جودونگ که دستور یوئلی مبتنی بر رفتن از
شهر را شنیده بود با اصرار شین بی ، موضوع را به رئیش پزشکان اطلاع می دهد
ولی پزشکان تصور می کنند که یانگوم از آن ها خواسته تا چنین بگویند…
در نهایت سرپرست پزشکان با اشاره به این نکته که قبل از آمدن یانگوم این دردسرها وجود نداشته او را به دفتر خدمات شهری می فرستد!
یانگوم در نیمه راه افسر مین جو را می بیند.. افسر
مین جو با شنیدن ماجرا از یانگوم می خواهد که از رفتن منصرف شود و همراه
وی برود…
افسر مین جو ، یانگوم را به پیش سرپرست پزشکان می
برود و به سرپرست پزشکان اعلام می کند که لازم نیست یانگوم را به خدمات
شهری بفرستد…
سرپرست پزشکان به مین جو اعلام می کند که این امر
در حیطه مسئولیت های او است و وی حق دخالت ندارد… ولی دکتر شین اعلام می
کند که افسر مین جو ارتقای درجه گرفته و اکنون صاحب منصب دوم داروخانه است!
با وجودیکه یوئلی در کار خود موفق نمی شود بانو
چویی پاداش شرط شده یوئلی را به او می دهد و از او می خواهد تا در ازای
این پاداش در خدمت او باشد..
در همین موقع ، داگو و همسرش به یانگوم خبر می دهند که یونسنگ حامله است…
زمانیکه بانوان دربار می شنوند که یونسنگ فرزند
شاه را همراه دارد ، برای عذرخواهی به خاطر کم محلی های خود به پیش او می
روند و رفتار همه با او متفاوت می شود!
یانگرو با هدایایی نزد یونسنگ می آید و از او
خواهش می کند که بانوی ملازم او شود ولی یونسنگ به او اطلاع می دهد که
بانوی ملازم را انتخاب کرده ام و او بانو مین است!
با توجه به افزایش درجه بانو یونسنگ ، بانوی اول
موظف می شود تا برای او غذا تهیه کند و یونسنگ نیز که هنوز کینه گیومیونگ
را در دل داشت ، از غذای او بار ها شکایت می کند و او را مجبور می کند
بارها غذا را تغییر دهد!
بدین ترتیب ملکه دستور می دهد تا برای یونسنگ که فرزند شاه را در شکم دارد جشن ویژه ای برگزار شود…
و بانوی اول و بانو چویی مجبور می شوند تا مراسم
احترام و تشکر را نسبت به او به جای آورند… یونسنگ به آنها می گوید جداً
که نمی توان به آینده مطمئن بود! تا دیروز چه کسی فکر می کرد بانوچویی به
من تبریک بگوید! اگر بانو یونگ اینجا بود حسابی لذت می برد!
خاندان چویی که موقیعت خود را بسیار متزلزل می
بینند از اینکه مبادا یونسنگ فرزند پسری بدنیا بیاورد شدیداً هراس زده اند
بطوریکه اینبار به جای یانگوم در پی نقشه ای برای یونسگ هستند!
یونسنگ از یانگوم می خواهد تا پزشک شخصی وی شود ولی پزشکان تصمیم می گیرد یو ئلی این کار را انجام دهد!
در این وضعیت یوئلی به یانگوم می گوید که اشتباه کرده و بسیار احمق بوده که با او مبارزه کرده و لطفاً دیگر او را تحریک نکند…
بانو چویی که منتظر چنین فرصتی بود از یوئلی می خواهد به نحوی بچه یونسنگ را نابود کند…
یوئلی که در نبض بانو یونسنگ احساس فشارخون بالا
را مشاهده می کند بر خلاف معمول داروی نامناسبی که برای کم خونی است و سبب
شدت بیماری می شود به او تجویز می کند تا بچه او سقط شود..
بانو مین از
یانگوم می خواهد تا یواشکی سری به بانو یونسنگ بزند زیرا بانو یونسنگ وقتی
یوئلی را می بیند با وجود تلاش یوئلی بی تابی می کند… یانگوم نیز این
درخواست را می پذیرد…
ولی متوجه علائمی مشکوک می شود و هنگامیکه نبض او را معاینه می کند متوجه فشار خون بالای یونسنگ می شود…
او برای اطمینان یکبار دیگر علایم کامل فشار خون بالا و پایین را از استاد شین می پرسد…
و جان یونسنگ و فرزندش را سخت در خطر می بیند…
|
چند عکس از یانگوم




برای دانلود کلیک کنید

برچسب ها:
خلاصه,
سریال,
قسمتهایی,
همراه,
یانگوم
نوشته: admin
تاریخ: ۵ تیر ۱۳۹۰